تبليغاتX
شب نیلوفری - آمدیم

سلاااااااااااااااااااااااااااام

من اومدم دلم واستون تنگیده بود بدجور به شدت می خواستم بیام ولی نمی شد این پست قرار بود بلندو کمی شاد باشه ولی مثل اینکه نشد

دلیلشم فقط مرگ شاعر خوبمون

 قیصر امین پور

است

من خیلی از این موضوع ناراحت شدم

همیشه آرزوم این بود که وقتی میرم دانشگاه استادم ایشون باشن ولی مثل اینکه خدا نمی خواست

برای شادی روحش فاتحه ای بخوانیم

یه شعر از اشعار مرحوم(چقدر گفتن این کلمه سخته)قیصر امین پور

قطار میرود

تو می روی

تمام ایستگاه میرود

ومن چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

                                         تکیه داده ام!

تا بعد

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 12:40 توسط سحر |