تبليغاتX
شب نیلوفری - حس عنوان نیست
به به به باد آمد و گرد و خاک آورد

سلام عزیز های دل احوالات چطوره ؟ دنیای مجازی بدون من خوش میگذرهجاتون خالی دارم امتحان گند می زنم خفن ۳ تا امتحان دادم ۱۸.۵ و۱۷.۵و۱۹ کف کن نه کف کن !!!!!! خر خون یه تیریپ به من میگن تازه نبودید ببینید در راه دوستم نزدیک بود شهید شم نزدیک بود بی سحر بشید ها برید خدا رو شکر کنید باشه بزارید تعریف کنم:

اون شب بارون اومده بود و زمین به شدت لیز بود و دوست من تنها در خانه عین خر می ترسید از مامانمینا اجازه گرفتم که برم پیشش مامانم گفت برو ولی اول اینو بده به همسایه منم جو گیرررررررررررررر!!!!!!! گفتم :اوكي ماماني اوكي گفتن همانا و فلج شدن همانا وقتي داشتم بر مي گشتم دويدم و احساس خرگوشي بهم دست داد           كه با مخ رو زمين پياده شدم شمك(شكم) پاهام با بازوم كشيده شد به زمين مخم نيز خورد به لوله ي گاز!!! ديگه جسدم رسيد اونجا    حالا من زخمي دوستم  منم گفتم بي احساس الاغ اين در راه جهاد با تو بود اونم  متاثر ديكه زر نزد

يه احساسي هم كه جديدا متوجه شد اينه كه هر وقت آهنگ لئون عيونك نانسی رو  گوش ميدم يادملودي ميوفتم كه الا يه پسمل خوشگل داره اسمشم اردوانه

داستي در مورد چند تا از دوستانم كه مامان هستن:

‍‍    مژده  جون فكر كنم پسرش ۶ ما هه شد نيومد بگه كه عكسشو نشون بده كه ولي ما همچنان منتظريم 

خب دیگه خفه شدم تا اپ بعدی و اینها

       چه قدر این با نمکه

بای بای

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 17:43 توسط سحر |