سلام سلام سلام سلامی دوباره به تو دوست عزیز به تو که سر تا سر قلبت محبته سلام
به تو آره تورو میگم به آینده فکر کن به سرنوشت و با من باش و نوشته هام
(این از رو مجریه خانوم شبکه ۳ بود
)
نه حال کردی متنو میخوام بدونم حال کردی
اومدم که خیر سرم عوض یک ماه رو در بیارم
یه ماه که خداییش دلم واسه همتون اندازه ی کله قناری شده بود
تو این مدت که نبودم چقدر اتفاق افتاده هم واسه خودم هم دیگرون ولی اشکل نداره همشو می خونم حتی تو این مدت به کلم زده بود وبلاگمو حذف کنم که دلایل مختلفی داره
۱.خیلی ها بهم گفتن خوب نمی نویسی
خیلی ها هم بهم گفتن اصلا مسخره می نویسی
حتی جلو چشم خودم نوشته هامو بلند می گفتن و مسخره می کردند
(راست میگن آدرس وبلاگتو به بی جنبه جماعت نده
) منم که عین خر حساس .......... تا مرز حذف کردن جلو رفتم حتی به مخم زده بود برم چشمای منتقدامو در آرم
ولی خب بالاخره سحری با شعوری گفتن خانومی گفتن
دیگه اینکارو نکردم و اومدم که از خجالت همتون در بیام ![]()
۲.مورد دوم که باعث شد گریه کنم معدلم بود گند زدم افتضاح
خیر سرم قرار بود اگه بالای ۱۹ بشم واسم خط بخرن که اونم پرید
تو این گیر و دار هیچکی هم نبود که درکم کنه منم روز به روز افسرده تر می شدم
تا بلاخره فهمیدم مال همه ۱۵ واحد وال من ۱۴ تا یه روزنه ی باحالی باز شد
جیم فنگ شدم رفتم به دفتر دار گفتم اونم چک کرد دید درست میگم ۸ صدم معدلم رفت بالا ولی بازم ۱۹ نشد
هنوزم سر معدلم افسردم ولی کاریش نمی شه کرد![]()
اینا محرک بودن واسه حذف کردن وبلاگم ولی هلی جون و خواهر گلم گفتن نه نگهش دار منم دیدم کیا بهم گفتن گفتم بااااااااااااااشه![]()
خلاصه از این حرفها که بگذریم تو این ۱ ماه که نبودم مژده جون بالاخره از پسرش نوشت
ملودی جون وبلاگشو بست
و مریم جون هم دوباره یه وبلاگ جدید زد
خلاصه کلی اتفاق افتاد که من ازش بی خبرم ![]()
چند وقت پیش یه خواب دیدم مثل ملودی ولی تفاوتش این بود که ملودی خواب دید یکی بدنش رو به تحلیل می ره به سرعت و نمی شناختش
ولی من می شناختمش و کلی ترسیدم
ولی تعبیرش نکردم سپردمش به خدا خودش رفعش کنه![]()
راستی![]()









مبارک(البته پیشا پیش بود)
پ.ن۱:چقدر دلم واسه پ.ن هام تنگ شده بود ![]()
پ.ن۲:شاید دیر به دیر بیام ترو خدا فحشم ندید![]()
پ.ن:دوستتون دارم همیشه![]()
![]()
فعلا![]()
![]()
![]()

